کنج خرابات دلم یه دنیا حسرت که میزنه تلنگری به شونه هام
میگه تا کی میخوای بمونی تو غصه هات بنویسی غم هاتو،تو کاغذو نوشته هات
بگی خورشید دلم خاموش شده آسمونه آبیه دلم سیاه شده
بشینی کنج اتاق زل بزنی به پنجره بگی فایده ای نداره آخه تقدیر منه
بکشی نقاشی هاتو خط خطی بریزی اشکاتو یواشکی
بنویسی که دیگه خسته شدی مثه یه مرغ پر بسته شدی
خوشیهاتو بسپاری به دست باد تا که غصه بشینه جای گفته های شاد
آسمون با همه ی ستاره هاش شب مهتابو همه ی قشنگیاش
همگی سهم تو ای نازنین نبینم غصه رو فریاد بزنی روی زمین
جای ما رو قله ی خوشبختیه نگی رسیدن بهش کار سختیه
کاش چشاتو وا میکردم رو به آسمون میبستم
که ببینی تنها نیستی که منم زمینی هستم
اگه راهم از تو دوره اگه فاصله بینمونه
اگه خواستم که بمونی دیوان عشقو واسم بخونی
واسه این بود که تنها نمونم خالی نمونه دستای سردم
شبا تو خواب و رویا همسفرم تو باشی هم نفس لحظه هام فقط خود تو باشی
اگه منو شکستند باورم کردی دوباره شدم عین روز اول با همون خنده های عاشقونه
اگه شبی گم کردم ستاره هام رو پیدا کردم تو نگاهت تک تک ستاره هام رو
تویی دلیل تب من گریه های شبونم تویی دلیل زنده بودن این عشق پاکم
بدون که فقط با تو میشه محک زد آسمونو
رفت و نقاشی کشید روبوم آفتاب نقش نگاتو
هستم تا آخر پای عشق نابت مثل آینه روبروی قلب پاکت
اینو بدون عاشقی همین دو حرفه
دل سپردن مهربونی
برسی اونجا که دیگه نتونی تنها بمونی
ای ترنم خدایی ای ستاره ی آسمونی
به خاطر زندگی قشنگم به خاطر دنیای رنگارنگم
مدیونتم مدیونتم مدیون عشق پاکتم
